سیمای معماری امروز تھران (شیوا جلیلی-مهندسی معماری-معماری)

تھران روستای کوچک و بی اھمیتی بود که در سال 1791 میلادی به عنوان پایتخت انتخاب شد و تا مدت ھا رشد چندانی نکرد." تا اینکه در زمان ناصر الدین شاه با عقب تر کشیده شدن دیوار شهر وسعت آن بیشتر شد. در دوران پھلوی اول و دوم تھران متحول شد و از لحاظ جمیعت افراد دارای رشد چشمگیری شد.

"امروزه بارزترین ویژگی تھران ، رشد سریع آن است. رشد جمعی و به دنبال آن رشد تقاضا برای مسکن، خدمات شھری، تاسیساتزیربنایی و غیره. این رشد کمی، دست کم طی چھار دھه ی اخیر مانند عاملی مستقل و فراتر از سایر عوامل موثر در توسعه و تحول شھر و بهعنوان انگیزه اصلی پویایی شھر عمل کرده و زمینه ی اصلی سایر تحولات کیفی شھر تھران را فراھم آورده است.

 اھمیت تاثیرگذاری کیفیت سیمای شھر بر شرایط روانی و ذھنی شھرنشینان از این واقعیت ناشی میشود که محیط مصنوع شھرھا به محیط زیست دائمی شھرنشینان تبدیل شده است. در کلان شھرھایی مانند تھران، بیشتر شھروندان تقریباً ھمه ی زندگی خود را - از زمان تولد تا پایان حیات - درشھر می گذرانند.

موضوع بحث این مقاله، "سیمای معماری امروز تھران" است، بنابراین با این مقدمه ی کوتاه، به بررسی سیمای معماری شھر تھران می پردازیم و عوامل تاثیر گذار بر آن را بررسی میکنیم:

1 پایین آمدن کیفیت معماری و بالارفتن کمیت ساخت و ساز:

در اثر بالا رفتن بیش از حد قیمت زمین و ساختمان در تھران، سرمایه ھایه ھنگفتی جھت ساخت و ساز در این شھر جمع شده است. در واقع مسکن به یک کالای بسیار سودمند جھت خرید و فروش تبدیل شده است. از آنجا که اکثر ساخت و سازھا توسط افراد غیرمتخصص انجام میشود، بنابراین بیشترین توجه به سرعت ساخت و فروش آن معطوف می شود و تنھا مسئله ای که مورد توجه قرار نمی گیرد کیفیت معماری است. ھر چند مجموعه قوانین و مقررات و بخش نامه ھای مربوط به صدور پروانه ساختمانی ھم ھیچ ضابطه ای در مورد مسائل کیفی معماری از جمله پر و خالی حجم، مصالح و تناسبات نما، نسبت سطوح باز شو به مساحت نما و اصولی که در طرحی نما در ارتباط با ساختمان ھای مجاور باید رعایت شود،وجود ندارد.

2- گسترش استفاده از مصالح جدید:

"در ھر دوره با ورود مصالح جدید در بازار ساخت و ساز تھران، سیمای معماری شھر ھم دچار تحول می شود. در سال ھای اخیر ورود پانل ھای ترکیبی آلومینیومی و مصالحی که با اتصالات خشک در نما اجرا م یشوند،سیمای معماری شھر را تا انداز های بھبود بخشید هاند. "

3- نابسامانی خط افق شهر:

"خط افق کلان شهر تهران هم اکنون به دلیل دنبال کردن اهداف اقتصادی یک طرفه، به شدت بالا و پایین می‌رود و دید بسیاری از شهروندان به سمت رشته کوههای البرز، قله‌ی دماوند و چشم اندازهای جاودانه‌ی شهر بسته شده و بسیاری از خانه‌ها از نعمت برخورداری از آفتاب و چشم‌انداز محروم می‌شوند."

4- ساختن شدن بناهای یادمانی و مرتفع:

"ساختمان‌های مرتفع موثرترین و متمایزترین و در عین حال متنوع‌ترین نقش‌ها را در مقایسه با سایر عناصر و اجزاء تشکیل دهنده ساختار فضایی، کالبدی شهرها در شکل‌دهی به ماهیت، کیفیت و موجودیت بصری فضاها، مناظر و نشانه‌های شهری، و با توجه به وجوه گوناگون ادراکی، احساسی، روان شناختی، زیبایی شناختی، هویتی و عملکردی مرتبط با برداشت های ذهنی افراد از محیط شهری ایفا می‌نماید."از جمله شاخص‌ترین بناهای یادمانی می‌توان به برج یادمان میلاد ، برج مسکونی تهران (ASP) و برج‌های منطقه الهیه اشاره کرد.

5- تخریب سیمای معماری تاریخی شهر:

در اثر تجمع فعالیت‌های اداری- تجاری در مرکز شهر، بافت‌های واجد ارزش تاریخی شهر در سطح گسترده‌ای تخریب شده یا در حال تخریب ‌اند. از آنجا که قیمت زمین در مرکز شهر بسیار زیاد است، بنابراین مالکان بناهای تاریخی تمایل‌ دارند ملک خود را به قیمت بالا بفروشند و خریداران هم می‌خواهند با ساخت بناهای بلند و فاقد کیفیت معمارانه و فروش آن‌ها به سود بسیار زیادی دست یابند.بنابراین نه تنها معماری واجد ارزش تهران - که در خاطرات جمعی تمامی مردم تهران جایگاه ویژه‌ای داشته است - را تخریب می‌کنند، بلکه نوعی معماری بی‌کیفیت را بجای آن قرار می‌دهند که سیمای نامطلوبی از خود بجا می‌گذارد.

6 نابسامانی مبادی ورودی شھر:

یکی از مھمترین عوامل نابسامانی سیمای معماری مبادی ورودی تھران، توسعه شھر در خارج از حریم قانونی و رواج حاشیه نشینی است. از آنجا که حاشیه نشین ھا با سکونت در زمین ھای ارزان خارج ازمحدوده می توانند از امکانات کلانشھر تھران استفاده کنند، بنابراین با ساخت گون هھای معماری بسیار بی ارزش، سیمای ورودی شھر را مخدوش کرد هاند.

در مجموع می توان گفت که سیمای معماری تھران در ده ی گذشته به سوی نابسامانی و بی ھویتی حرکت کرده است. شاید این ویژگی کلیه شھرھای در حال رشد باشد،که رم کولهاس (Rem Koolhaas) – معمار و منتقد هلندی -  آنرا در مقاله‌ی «شهرعام»(the Generic city) به بهترین شکل بیان کرده است:

 "در این شهرها مرکز وجود ندارد، شهرها مانند فرودگاهی هستند که می‌توانند به بهترین نحو سرویس دهند ولی تعلق خاطری برای مسافرین فراهم نمی‌آورد و نمی‌توان معماری فرودگاه را متعلق به کشور خاص و فرهنگ ویژه‌ای دانست. اکثراً در این شهرها مسابقه‌ای برای هر چه بلندتر ساختن بناها جریان دارد .  این شهرها معمولاً فاقد مکان‌های تاریخی هستند که می‌توانستند آن ها را از هم متمایز کنند. بنابراین شباهت زیادی بین آنها وجود دارد"

بنابراین از این تحقیق نتایج زیر بدست آمده است:

1- شهر تهران فاقد نظام حقوقی و حرفه‌ای مناسب برای تعریف چرخه‌ی تولید معماری است.

2- مدیران، سازندگان و شهروندان با دانش معماری آشنایی کافی ندارند و بطور کلی می‌توان گفت فرهنگ عمومی معماری جامعه در سطح پایینی قرار دارد.

3- سیطره‌ی اقتصاد بر معماری شهر تهران بسیار زیاد است ،  بگونه‌ای که ساختمان به کالای با ارزش جهت خرید و فروش تبدیل شده است.

4- متوسط زمان اجرای پروژه‌های بزرگ در تهران 8_12 سال است و این مسئله باعث عدم هماهنگی سبک معماری اثر در پایان اجرا ،  با سبک معماری حاکم بر زمان طراحی آن  شده است.

5- با توجه به تئوری "شهر عام" رم کولهاس،‌می‌توان گفت که تهران در حال تبدیل شدن به یک شهر عام است. 

پ.ن1:

این مطلب از این لحاظ برام جذاب بود که چون تهران شهر محل زندگی خودم و خیلی از ماهاست، در نظر گرفتن و توجه به موارد بالا برای ما هایی که شاید در آینده به عنوان یک معمار وارد عرصه ی ساخت و ساز در همین شهر یا دیگر کلان شهرها بشیم،همچین خالی از لطف نیست.

پ.ن2:

چون لینک این مقاله تنها در صورت عضویت در سایت etood قابل دسترس هستش سعی کردم مقاله رو بیش از حد خلاصه نکنم تا همه بتونن استفاده کنن. پس از طولانی شدنش عذر میخوام.


لینک

/ 0 نظر / 76 بازدید